خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

November 20, 2004


اين آقای همسر مشکوک شده. از ساعت 11 شب منو از اتاق انداخت بيرون و در رو روی خودش بست. ساعت 12 شب يک ساعت رفت بيرون و برگشت رفت تو اتاق درو قفل کرد. بعد دوباره ساعت دو شب رفت بيرون و نيم ساعت بعدش برگشت. بعد دوباره سه شب رفت بيرون و الان که 4 صبحه برگشت. غلط نکنم داره نقشه قتل منو می کشه. البته عمرا بذارم پيش دستی کنه! ولی دارم اينجا دور از چشمش می نويسم که اگه بلايی سرم اومد بدونين کار خودشه!

*آپ ديت:
5دقيقه بعد از پست اين مطلب وبلاگمو خونده اومده يه بسته کج و کوله با کاغذ کادوی پوکمان! نشونم می ده می گه داشتم کادوی تولدت رو آماده می کردم که فردا تو مهمونی بهت بدم! عمرا باور کنم. می خواد گولم بزنه. احساس می کنم جونم شديدا در خطره!



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران