خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

November 05, 2004


شب انتخابات آمريکا رفتيم تو يه هتلی تو اورلاندو که يه عده از دموکراتا جمع شده بودن. يه سالن بزرگ بود با نوشيدنی های مربوطه.(عکس يک - عکس دو) يه مانيتور بزرگ هم بود که اخبار سی ان ان رو پخش می کرد. همه قيافه ها درهم بود. ديگه آخر شب ملت فهميده بودن که اميدی نيست. منم حالم گرفته بود. نه کشور منه آمريکا، نه عاشق دلخسته دموکرات ها هستم. ولی اعصابم خورد می شه از اين مردمی که فعلا بهم هيچ بدی هم نکردن. مردمی که فقط به فکر خودشون هستن وقتی که کشورشون دست از سر بقيه کشور ها بر نمی داره و می خواد برادر بزرگتر بقيه باشه.

مردم ساده و معمولی آمريکا به بوش رای دادن. من هم ديگه غلط بکنم بهشون بگم احمق. به قول يکی از دوستام اگه احمق بودن الان به اين جايی که رسيدن نرسيده بودن. ولی می تونم بگم که اصلا جهانی نيستن. دنيا رو تا نوک دماغشون می بينن. براشون فقط چهار ديواری خودشون مهمه. امنيت خودشون. کليسای خودشون. آب جو خوردن خودشون. هيچ درکی از حس بقيه مردم ندارن. حتی بقيه مردم خودشون. خيلی از مردم معمولی جمهوری خواه آمريکا اصلا اعتقادی به مثلا عدالت اجتماعی برای همه و بيمه همگانی ندارن. می گن به ما چه که از پول ماليات ما خرج اعتياد فلان سياه داده بشه. در صورتی که از خودشون اين سوال رو نمی کنن که اگه اونا تو يه رفاه نسبی هستن و يه عده زياد ديگه نه حتما يه ربطی بين اين دو تا قضيه وجود داره. حتما يه جا يه بی عدالتی شده که همه از يه رفاه نسبی برخوردار نيستن و عدالت اجتماعی و بيمه همگانی فقط برای سياهای معتاد نيست. دلم می گيره از اين مردمی که فکر می کنن واقعا کشورشون در خطره و بوش می تونه نجاتشون بده. دلم می گيره که با سقط جنين (حق اختصاصی يک زن به روی بدنش) مخالفن. دلم می گيره که با شخصی بودن اعتقادات مذهبی حال نمی کنن و از کسی خوششون مياد که خدا خدا گفتنش رو تو چشم بقيه بکنه. دلم می گيره که به خودشون حق می دن در مورد تمايل جنسی يه انسان ديگه و حقش برای ازدواج با همجنسش قضاوت کنن. دلم می گيره که به فقط خودشون حق می دن که مفهوم ازدواج رو تعريف کنن. دلم می گيره که نمی فهممن يا براشون مهم نيست که شرکت های بيمه دارن می دوشنشون و بيمه روز به روز گرون تر و غير قابل دسترس تر می شه برای قشر فقير و متوسط جامعه اشون. دلم می گيره که اخلاق مذهبی رو با علم قاطی می کنن و با embryonic stem cells research مخالفن. دلم می گيره که بچه های عراقی که تيکه پاره شدن براشون اهميتی نداره. دلم می گيره که جوون های شهر های کوچيک و فقير آمريکا که به خاطر رفتن پول نفت تو جيب بوش و دارو دسته اش تيکه پاره شدن براشون اهميت نداره.

ولی دل گرفتن من اهميتی نداره. بيشتر مردم آمريکا اينجوری فکر می کنن. از دموکراسی هم برخوردار هستن و در يک حماسه پرشور به بوش رای می دن. بعد هم می رن مست می کنن و حال می کنن. يکشنبه هم کليساشون رو می رن از اينکه يک امريکايی خوب هستن و دنيا رو دارن نجات می دن و يه رئيس جمهور لات تکزاسی دارن حال می کنن. با روشنفکر بازی هم ميونه ای ندارن. سريال آبگوشتی جنرال هاسپيتال براشون مهم تره تا قضايای هالی برتون. مردم معمولی آمريکا خيلی معمولين. فقط حيف که جمعيتشون تقريبا سه ميليون نفر بيشتره از آدمايی که شايد سطحی نيستن و غير از خودشون بقيه هم مهم هستن و حواسشون هست تو عراق داره چی می گذره. (حداقل آدم می تونه دلش رو خوش کنه که تو ايران حکومت فقط 15 درصد رای مردم رو داره!)



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران