« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
October 15, 2004
سفر- يک
اولين سفرم درست هفته دوم اومدنم به اينجا بود. با ماشين 15 ساعت رانندگی کرديم تا واشنگتن. يکی از دوستام اونجا کنفرانس داشت. خانوم عبادی هم سخنرانی کرد اونجا. سخنرانيش خيلی بد بود. يعنی به مخاطباش که بيشتر آمريکايی بودن يا خبرنگارای خارجی ربطی نداشت. البته من ايراد رو به مسئول برنامه هاش می گيرم. چون شيرين عبادی که سخنران نيست. بايد مسئول برنامه هاش بهش مشورت های لازم رو می داد. به هر حال سخنرانيش راجع به اسلام بود، يعنی دفاع از اسلام. حرفش اين بود که اسلام با حقوق بشر منافاتی نداره و اين حکومت ايرانه که به دلبخواه خودش اسلام رو اجرا می کنه. بخش دوم حرفش که درست بود. اما در مورد بخش اولش دوست داشتم ازش بپرسم که پس قضيه حجاب رو چجوری می شه توجيح کرد. ولی پرسش و پاسخ ها نمايشی بود و نشد ازش بپرسم. دوستم می گه اين استراتژی خانوم عباديه که بتونه با اين استراتژی تو ايران کار کنه. همون کاری که در سال های گذشته کرده. حالا ما می تونيم با اين استراتژی مخالف باشيم يا موافق. فکر کنم درست می گه اين دوستم. فقط می مونيم ما که مثل هميشه دنبال قهرمان می گرديم و آرزو می کرديم ای کاش خانوم عبادی شجاعانه تر حرف می زد و با پشتوانه بين المللی که داره از حقوق زندانی های سياسی ايران دفاع می کرد. ولی خوب، اگه شيرين عبادی همون کار سابقش رو هم بکنه (فعاليت هاش تو انجمن حمايت از حقوق کودکان) هم بايد کافی باشه و ما بايد کلاهمون رو بندازيم هوا. بقيه اش هم پيش کشمون!
اون موقع که ما رفتيم واشنگنتن نزديک Mamorial Day بود. تو ميدون اصلی دی سی يک عالمه غرفه زده بودن در دفاع و تبليغ جنگ. آب صلواتی هم می دادن! آدم ياد کارهای تبليغاتی ايران تو زمان جنگ می افتاد! بعدش ما رفتيم گورستان آرلينگتن. اونجاست که آدم نتيجه تبليغات جنگ رو می بينه. هزاران قبر سفيد يک دست که همه ساکنينشون تو جنگ های آمريکا کشته شدن. همون حسی که که هميشه تو قطعه شهدای بهشت زهرا بهم دست می داد دست داد. هزاران آدمی که به خاطر حماقت حکومت هاشون، به اسم دفاع از مملکت کشته شدن. آدم هايی که مطمئنا از بهترين آدم های دوران خودشون بودن (در مود ايران) که حاضر شدن به خاطر دفاع از کشورشون جون خودشون رو از دست بدن. خانواده های زيادی هر روز می رن به آرلينگتون. و هنوز هم جوون های آمريکايی تو جنگ های احمقانه کشته می شن. خيلی هاشون به خاطر اين می رن جنگ که از شهر های فقير امريکان و بيکار هستن. مزايای خوب ارتش آمريکا و بی کاری وادارشون می کنه برن به جنگی که اصلا نمی دونن برای چی به وجود اومده. شايد هم اونقدر ساده بودن که گول تبليغات بوش و ماجرای خطری که تروريسم آمريکا رو تهديد می کنه خوردن. به هر حال آرلينگتون که می ری نتيجه جنگ تو ابعاد وسيعش چشماتو می زنه. و تعجب من بازهم زياد تر شد که چطور مردم آمريکا هنوز هم گول می خورن و نصفشون طرفدار بوش هستن.
|