خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

July 4, 2004


من اينترنت رو دوست دارم. نمی دونم مديون کی هستيم که اينترنت هست، ولی از ته دل ممنونم از همه کسايی که اينترنت رو به وجود آوردن. بهترين چيز دنياست. اگه نبود دق می کردم. اينترنت باعث می شه به دوستام نزديک باشم. دلم داشت می ترکيد امشب. دلم برای خيلی چيزای کوچولو تنگ شده بود. دلم برای اتاق خواب شولوغ و کثيفم تنگ شده. دلم برای اکباتان و دوستام تنگ شده. خدايا شکرت که اينترنت هست. امشب 5 ساعت چت کردم با پرستو و شيده، حرفی از دلتنگی نبود زياد، ولی دلم وا شد. حالم خوب شد. احساس کردم تو همون اتاق شلوغ و کثيفم تو اکباتان نشستم و دارم با بچه ها چت می کنم. حالم خيلی خوب شد. اصلا می خواستم چيز ديگه ای بنويسم. ولی دست خودم نيست، دارم گريه می کنم، ولی حالم بد نيست. فقط يه حس خاصيه. حس اينکه يهويی يه لحظه دلم يه چيزی رو می خواد و اصلا داشتنش امکان پذير نيست. دلم تختخوابم تو خونمون رو می خواد. دلم مامانم رو می خواد. سياوشو. دلم قرار وبلاگی می خواد، کافه 78، فرحزاد. دلم سورپريز پارتی تولد دو سال پيشمو می خواد که شيده برام گرفت. دلم آرايشگرم الهه رو می خواد. دلم روشنک رو می خواد که باهاش برم استخر. خدايا شکرت به خاطر اينترنت.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage