« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
February 21, 2004
لينکهای اين مطلب رو بعدا گذاشتم!
دومين دوره اهدای جوايز وبلاگای برتر هم انجام شد. يه چيزش خيلی بهتر از پارسال بود و اون اينکه خيلی کوتاهتر از اون برنامه کشدار پارسال بود که همش توش قرعه کشی می کردن و جايزه می دادن و هيچ چيشم به ما نرسيد! انتخابای هيات داوران هم به نطر من خيلی منطقی بود. مخصوصا انتخاب وبلاگهای بن بست و آيدا و خوابگرد (هرچند به نطر من جای وبلاگ زيتون خالی بود.) (*البته گند زدم، وبلاگ خوابگرد برگزيده کاربران بود!)
ولی بقيه اش خيلی بد بود. مجری ظاهرا توجيه نشده بود. از يک عالمه آدم که اصلا ما نفميديم کی بودن هی تقدير می شد. چند تا سخنرانی خسته کننده با انتظارات بيجای سخنرانا که آدمهای جينگولی مثل ما وبلاگ نويسا به حرفاشون گوش بديم. جايزه مجله مهر به يه سری وبلاگ و تشخيصشون که هيچ وبلاگ سينمايی شايسته جايزه نيست!!!! آقای محمدی که نمی دونم کی کيه تو مخابرات يه سری حرفای قصار زد که من فقط يکيشو براتون اينجا نقل قول می کنم : "نگذاريم ارزش افزوده وبلاگ مخدوش شه." توضيح بدم که قکر کنم منطور ايشون اين بود که اينقدر تو وبلاگامون چرت و پرت ننويسيم و حرفی برای گفتن داشته باشيم که خوب من فکر کنم اين به کسی ربطی نداشته باشه، داره؟ بعد هم من نفهميدم منظورشون از ارزش افزوده چيه! يه چيزاييم راجع به خلوت و بيرون! گفتن که بازم من نفهميدم. از حرفهای آقای بعدی نه تنها من چيزی نفهميدم، بلکه آقای همسر هم که خيلی فهم و درکش از من بيشتره هم نفهميد! (ببينين چی گفته طرف!) ولی خوب من خيلی تمرکز کردم حرفهای موسوی خوئينی رو گوش بدم. و واقعا دمش گرم که همون اول گفت يادی از کسی بکنيم که پارسال همينجا بود و حالا نيست. سينا مطلبی. خوب ديگه لازم به نوشتن نيست که جيغ ما هم رفت هوا. واقعا چه روزگاريه. پارسال سينا رفته بود رو سن و داشت بند کفشهاشو می بست. و همون موقعها هم اولين احضاريه براش اومده بود... سال ديگه هم اگه وبلاگی باقی مونده باشه و مسابقه و مراسمی، ياد موسوی خوئينی می کنيم و مجلس ششم که اگه هيچ گلی به سرمون نزد، حداقل بلای گنده ای هم سرمون نياورد. موسوی خوئينی بازم از مخابرات خواست يه کارايی برای بک بون اينترنت ايران بکنن. البته يه حرفهايی هم راجع به منسجم شدن وبلاگها و انجمن داشتن و حمايت و اين حرفها زد که می تونيم نشنيده بگيريم.
امسال با آدمای جديد کمی آشنا شدم. يک پسر جونور شيطون همش پشت سر ما حرف می زد که فهميدم هم محليه و بچه اکباتان. يکی هم برنده وبلاگهای دينی بود که برخلاف تصورم خيلی پسر گوگولی ای بود. بچه های بلاگ اسکای رو ديدم و آرزو کردم ديگه سرويسهای خوبشون نپکه. رضای پرشين بلاگ رو هم ديدم و اميدوارم ديگه از دستم دلخور نباشه. آقای شکراللهی هم که 180 درجه با اون چيزی که تصور می کردم فرق می کرد. انتظار داشتم يه آقای سيبيلوی 50 ساله ببينم که خوب نديدم!
راستی احسان وقتی رفت بالا جايزه پرشين تولز رو بگيره گفت قبلش به اون شرکته که قراره دی اس ال بده زنگ زده و اونها اظهار بی خبری کردن!! زيتون و زهرا و آيدا هم که نبودن، ولی ما حسابی براشون جيغ و داد کرديم وقتی اسمشون رو خوندن. کاپوچينوی ما هم جايره گرفت که خوب مسلمه که حقش بود و نوش جونش. ايشالا جايزه صد سالگی کاپوچينو : )
از شعر خونی هم بهتره من اصلا چيزی نگم! بابا هيچ برنامه جالبتری به ذهنتون نرسيد بذارين؟ بهترينش اين بود که يه قرار وبلاگی گنده می ذاشتين برامون، اون وسط مسطهاش هم جايزه ها رو ميدادين!
البته ما که طبق معمول حسابی شلوغ کرديم (محصوصا که امسال پينکفلويديش هم اضافه شده بود.) همه شاهد باشن آقای اروج زاده گفت سال ديگه تورو رات نمی ديم! اصلا اگه من نيام جيغ و داد نکنم و وسط سخنرانيها تکبير و صلوات نفرستم مراسم شما مراسم می شه؟! تازشم من آقای همسر رو اولين بار پارسال تو همين مراسم وبلاگيها ديدم. مگه می شه نيام؟! تازه آقای اروج زاده به آقای همسر هم گفت دلش براش می سوزه، شما می دونين چرا؟! (عجب سر نترسی داره اين آقای اروج زاده، مگه نه همسر سابق؟!!) آخرش هم آقای اروج زاده قول داد از محل درامدهای ميليونی مجله برای بعضيا که شبيه رابينسون کروزوئه شده بودن ريش تراش بخره و مراسم به خير و خوشی تموم شد. D:
*گزارش عمو حميد ار مراسم
*گزارش پينکفلويديش از دريافت جايزه کاپوچينو
*گزارش تصويری از مراسم
*گزارش فروغ از تهران پايتخت جهان
*کاريکاتور خدای بن بست در باره مراسم
|