« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
February 18, 2004
قصه مريم خانوم دراز نيست. قصه جديدی هم نيست. يک زن فقير و بد بخت که حتما شوهرش بايد بميرد و دامادش وقتی دخترش حامله است بميرد و دخترش هم بعد از به دنيا آوردن بچه اش سرطان بگيرد بميرد و يک دختر بی کار و يک پسربچه مدرسه ای و يک بچه قنداقی روی دستش بماند و سه شب در حرم خمينی بخوابد تا مردمی که در خانه هايشان کار می کرده پول جمع کنند برايش يک چهار ديواری پيدا کنند، تازه قند خونش هم هوار تا بالا باشد و اوضاع قلبش هم خراب و شنبه هم بخواهند عملش کنند و يک ميليون و نيم هم پول عملش باشد.
رک بگم و از دراماتيک شدن لحنم جلوگيری کنم. هر جوری شده شنبه عملش می کنن، ولی يک ميليون و نيم پول لازمه. هر کسی که می تونه کمک کنه و فکر نمی کنه من و پينکفلويديش زده به سرمون کلاهبرداری کنيم که خرج مسافرت خارجه و عمل دماغ و غيره امون در بياد يا اينکه دچار کمبود هيت شديم يا می خوايم ژست خير بودن به خودمون بگيريم لطف می کنه به ما ايميل بزنه تا ببينيم چجوری می شه بخشی ازاين پول رو جمع کرد.
راستی اگه سوالتون اينه که چرا مريم خانوم، چرا اينهمه آدم محتاج ديگه نه، تنها جوابی که می تونم بدم و شايد درست هم نباشه اينه که برای اينکه سالهاست می شناسيمش و به نظر من هرکسی اول بايد به آدمای نيازمند دور و برش کمک کنه و بعد اگه پول ديگه ای هم براش مونده بود به بقيه کمک کنه.
ايميل من اينه:
khorshid
@
khorshidkhanoom
.com
ايميل پينکفلويديش هم که تو وبلاگش هست.
|