خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

January 18, 2004


بالاخره اين تز کذايی تموم شد، به بهترين وجهش هم تموم شد. امشب اولين شبيه که تو دو سال و نيم گذشته بدون عذاب وجدان پای اينترنت می شينم. يه اکانت نامحدود هم جايزه برای خودم گرفتم.

می دونستم که سخنرانيم رو خوب ارائه می دم. بالاخره چهار سال معلمی اين حسن رو هم داره که می تونی راحت جلوی يه عده آدم حرف بزنی. ولی خوب، يه سری چيزا بود که بايد حتما می رفت تو کلم که عينشون رو بگم. اگه شيده نبود عمرا می تونستم اينا رو ياد بگيرم. ساعت 12 شب اومد خونمون و ساعت 2و نيم شب من ديگه تقريبا آماده بودم. هر بار که تکرارمی کردم چيزای جديدی می گفتم و بهتر هم می گفتم از دفعه قبل.

بعد فرداش استادا اومدن و من داشتم تقريبا جامو خيس می کردم. تا همشون بيان شروع کرديم دانشکده جديد رو گشتن و به هر چيزی غيراز تزم فکر کردم. و بعد شروع شد. خيلی نرم و با تسلط. فقط از سوالهاشون می ترسيدم. داورم گيرهای معمول رو داد، سوال پيچم کردن، ولی خدا رو شکر سوالهايی بود که جوابشون رو با پوست و گوشتم می دونستم. من و آقای همسر و شيده با اين تز زندگی کرده بوديم اين چند ماه. سر داستانها با هم دعوا می کرديم، بحث می کرديم و بعضی وقتا به نتيجه های خوبی می رسيديم. وقتی داورم فارغ التحصيليم و نمره ام رو اعلام کرد، به همين نکته اشاره کرد و گفت چيزی که واضح بود اين بود که من با اين تز زندگی کرده بودم و حسش کرده بودم.

بدون کمک آقای همسر و شيده نوشتن اين تز غير ممکن بود. برای همين بود که وقتی نمره ام اعلام شد، اونا هم به اندازه من خوشحال بودن وآقای همسر حتی بيشتر از مامانم گريه می کرد . باور کردنی نبود. انتظار 17 داشتيم، و خوش بينانه انتظار 18. و نمره من 19 شد، با درجه عالی!

مرسی پيشو جون خيکی خپل عزيزم که ديگه متاسفانه زياد خيکی خپل نيستی، مرسی آقای همسر عجيب غريب عزيزدوست داشتنی ام. مرسی که اخلاقای گند منو تحمل کردين و به من که عين شخصيتای دوبلينی ها يه جورايی فلج شده بودم کمک کردين که از اين فلجی درام و اين تز رو به آخر برسونم. امروز بهترين روز عمر من بود. احساس يه اسير بعد از آزادی رو دارم.

از همه دوستای گلم که نگران تزم بودن و منتظر نتيجه و برام آرزوی موقفيت کرده بودن هم ممنونم. مرسی برای همه انرژی های مثبتی که بهم دادين.

از امروز يه زندگی جديد برای من شروع می شه، يه زندگی نرمال...

* پينکفلويديش هم راجع به تز من نوشته.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران