« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
January 08, 2004
عين خرمريضم، تو سه روز گذشته به اندازه همه عمرم بالا آوردم گلاب به روتون. الان هم نفس کشيدن سخت ترين کار زندگيم شده از بس گلوم درد می کنه. شبا تا صبح سرفه می کنم و خوابم نمی بره. 74 ساعت کامله که لب به سيگار هم نزدم. اميدوارم بتونم طاقت بيارم ايندفعه واقعا ترکش کنم. تا سه شنبه هفته ديگه وقت دفاع دارم. هنوز داور نخونده. می گن دو هفته طول می کشه بخونه! از همه قاراشميش تر اينه که ويزای من اومده ولی ويزای آقای همسر نيومده! سه روز پيش بيچاره کلاساش شروع شده و اينجا داره بيکار می چرخه. اين سفارت هم واقعا مشنگه! من چمدون هم خريدم. ولی هنوز هم احساس نمی کنم قراره برم. فعلا اونقدر خوابای هذيونی ديدم اين چند روزه که نمی دونم چی وافعيته، چی هذيونه. بقيه اش باشه برای بعد که حالم بهتر شد.
|