« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
December 01, 2003
من از اينکه وقتی داريم غذا می خوريم يکيمون وايساده غذا بخوره بدم مياد. احساس می کنم طرف شاش داره همين الان می خواد بذاره بره خدمت خليفه! هميشه تو زندگيم از رفتنها می ترسيدم، حتی اگه رفتن از سر ميز شام برای انجام کارهای حياتی باشه. خيلی انتظار بزرگيه که بری يه صندلی بياری و تو هم نشسته غذا بخوری؟ احساس می کنم به اندازه کافی سرت غر نزدم! حالا اينا همه بهم چه ربطی داشت خدا ميدونه :D
|