« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
April 06, 2003
هيچوقت فکر نمی کردم خوردن آب پرتقال "رانی" تو خيابون سعدی اينقدر سکسی باشه!
نی آب پرتقاله کوتاه بود رفت توی قوطی. منم قوطی رو سرمی کشيدم. هر موجود مذکری که رد می شد و منو در حال رانی خوردن می ديد يه چيزی می پروند. منم که ناهار نخورده بودم و از گرما هم داشتم می مردم دست از سر اين رانيه بر نمی داشتم. چه مملکت خوبی داريم آدم هر چقدر خسته و بدترکيب و قاطی پاتی هم باشه، بازم بهش توجه می شه و تازه قربون صدقه اش هم ميرن!
|