خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

March 20, 2003


4_ رفيق؟ من يه دونه دارم. يه دونه که ميدونم هميشه هميشه دارمش. يه خل و چلی بدتر از خودم. تپلی و بامزه و باهوش و تيزو کثيف! می دونی يه پيتزای خانواده پنج نفره رو امشب عين خر خورديم و تازه از خجالت هم يه ذره اش رو گذاشتيم بمونه؟ ميدونی وقتی داشتم سفارش غذا ميدادم پای تلفن خندم گرفته بود و داشتيم خودمونو می زديم از خنده و اون پيتزا فروشيه هی الو الو می کرد؟ می دونی اگه اون شب نيومده بود يه بلاطی سر خودم آورده بودم؟ می دونی دلم نمی خواد عيد پاشه بره شيراز؟ می دونی حوصله عيدو ندارم و دلم میخواست با هم می رفتيم رولت هاوانا می خورديم تو فود کورت و بعدشم عصرا می رفتيم پايين قدم زنی و ولگردی؟ می دونی عاشق خفه شو گفتناشم وقتی مخصوصا حرفای سکسی می زنم؟ می دونی اختلاف عقيده داريم سر اينکه من می گم سکس توی ماشين خيلی پر هيجانه واون می گه خيلی چيبه؟



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران