« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
January 21, 2003
خوب يواش يواش دوباره پيدام می شه. يه هفته هم تموم شد. اما اونی که بايد طاقت می آورد نياورد. منم همينو می خواستم. اسمشو الان می شه گذاشت بدجنسی، عوضی بودن، فم فتل بودن. اسمشو خيلی چيزا می شه گذاشت. اما خودم می دونم که جريان چيه. بعضی اوقات بايد دور شد. دور دور. شرط رو ولی من باختم. توش شکی نيست.
اين يه هفته که من نبودم عجب آتيش بازی شده. 4 روز با پينکفلويديش هم نتونسته بودم حرف بزنم. بعد هم يه چيزايی گفت. حالا اومدم بعد از يک هفته سراغ وبلاگش و ديدم به به! کاملا درک می کنم چی می گه. حس اينکه يک عالمه چشم اشنا دارن نيگات می کنن جلوی نوشتنت رو می گيره. مجبوری هی بزنی تو جاده خاکی و استعاره و اين حرفا و وبلاگت می شه يه وبلاگ آه و اوهی که ديگه خوشت نمی آد ازش. يا اينکه اصلا قيد نوشتن خيلی چيزا رو بايد بزنی. اما بازم بايد به مخ زنی ادامه بدم. يعنی چی در وبلاگشو بسته.
از يکی دوروز ديگه که شفا پييدا کردم(!) 200 کيلو اينجا وراجی می کنم. يه دفتر پر کردم تو اين هفته. شايد بعضياشو اينجا بذارم. يه هفته عجيب و غريب بود. تازه اين وسط review of literature تزم رو هم آماده کردم. (البته هنوز تايپ نشده) ايميلها رو هم امشب خوندم. از همه ممنونم.
|