« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
January 07, 2003
پيست شمشک بدجنس ترين پيست عالمه! تازه از همه کج ترم هست! من دوشنبه حداقل سی و پنج بار خوردم زمين و لنگام هوا رفت ! صبورترين آدم روی زمين تمام اين سی و پنج دفعه با آرامش هر چه تمامتر با من برخورد کرد و حتی وقتايی که دنيا رو برعکس می ديدم چون خودم برعکس شده بودم هم بهم نخنديد! نازه اين وسط يه جايی من زمين خوردم و پاهام برعکس هم رو به هوا شده بود و چوبام تو هم گير کرده بود و من داشتم عر می زدم که منو نجات بدن! بعد يه نفر اين وسط می گه چقدر اين صحنه رمانتيکه! البته ايشون منظورشون نور آفتاب پشت ابرا و اون برفای نکوبيده واقعا زيبا بود. اگه ايشون پايين پاشون رو نگاه می کردن معنی رمانتيک رو بهتر می فهميدن!
خيلی دوشنبه خوش گذشت. همه خاطره های خوب و بد پارسال رو کمرنگ کرد. من احتياج به کم کردن يه سری رنگا داشتم. يه جورايی احتياج به يه رنگای پر رنگ تری داشتم. يه رنگی تو مايه های قرمز که جلوی گاوا که می گيرن رم می کنن! يه رنگی که منم رم بده، يه رنگی تو مايه های زندگی.
|