خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

January 01, 2003


هنوزم اينجام. حتی وقتی هيچ جا نمی رم و همينجا می مونم هم فايده نداره. بازم آخرش اين منم که گند زدم به همه چی. اين منم که اسير يه خواب شده بودم. يه خواب شيرين و گرم و طولانی. چقدر سخته کله صبح وسط زمستون از خواب باشی و تازه ببينی هوا هنوز تاريکه، ولی بايد پاشی، از خواب بايد بيدار شی. يه قصه ديگه هم تموم شده.




 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران