« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
December 16, 2002
(عکس از علی پيروز)
يه دوست قديمی با دو تا بليط کنسرت. چکناواريان. والس اشتراوس. موتزارت بود بهتر بود. گوگولی ترين رهبر اکستر دنيا. قطعات مينياتوری ارمنی. دو تای اولش. شاهکار بود. دلم بازم شور می زنه. نفيسه از اون بالا داره عکس می گيره. مردم نمی دونن کجاها بايد دست بزنن و کجاها دست نزنن. چکناواريانی که با موسيقی زندگی می کنه. دستاش، پاهاش، چشاتو ببندی می تونی تصور کنی داری باهاش والس می رقصی. دست بزن، دست. آستورياس. دلم بازم شور می زنه. تو اين شهر شولوغ نصفه شبی يه دونه کافی شاپ پيدا نمی شه. گل پرت می کرديم رو سرش. اون آقاهه که ويولون سل قرمز می زد سرفه اش گرفت رفت بيرون تا آخر اون قطعه برنگشت. پشت سريم می گفت احتمالا جيشش گرفته بوده. تازه آخر کنسرت چکناواريان بيرونش کرد! بعد برگشت باهم دست دادن. دلش می خواد بخنديم، شاد باشيم. دل من بازم شور می زنه. بايد می رفتم تو يه کافه ميشستم قهوه می خوردم باهاش. شايد همه چی فرق می کرد. اگه Rain رو نمی شنيدم هم شايد خيلی چيزا فرق می کرد. هذيون می دونی يعنی چی؟ يعنی اينايی که من الان دارم می گم. تب می دونی يعنی چی؟ کاشکی شب اول هم می تونستم برم. بهارو تابستون ويوالدی. ولی من زمستونشو از همه بيشتر دوست دارم. اگه می شد برم روی سن باهاش والس برقصم شايد همه چی فرق می کرد. مهم نيست والس بلد نباشی. اون بلده رهبری کنه، با دستاش، با پاهاش، با دلش، با نگاهش. نگاه؟ نگاهش؟ می دونی که ديگه نگاهش رو نمی بينم؟ می دونی همه جا تاريک تاريکه؟ نگاه اصلا يعنی چی؟ يعنی اونی که تکونت بده. همه چيز با اون نگاهه اصلا شروع شد لب دريا وقتی پابرهنه تو ماسه ها راه می رفتم و نگام می کرد. کی آدمو نگاه می کنه وقتی کفشاتو دراری و پاچه های شلوارتو بزنی بالا و انگشتای پاتو تو ماسه ها فرو کنی و بعد موج بلند بياد و همه جونت خيس بشه؟ کی صورتش سرخ می شه وقتی موقع خدافظی ماچش کنی؟ نگاه يعنی همين اگه نمی دونستی. نه! همه چيز با اون شروع شد که بهت گفت تو مثل اسکارلت اوهارا می مونی، بايد مواظب رفتارت باشی. منظورش خودش بود. انيگما گوش ميداديم. نه! فقط من انيگما گوش ميدادم. فقط من پاهامو تو ماسه ها فرو بردم. فقط من چشامو بستمو با چکناواريان روی سن والس رقصيدم. فقط من بودم که دلم شور می زد. تو نبودی...
|