خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

October 26, 2002


کامپيوترم پکيده. يک عالمه حرف. هوای دلم ابری ابريه. تو کافی نت عصيانم. اين کی بورده عجيب غريبه. بابا گفته زود بيا خونه. هی می گفت چرا جوابمو نميدی. نگاش می کردم و هيچ چی نمی گفتم. حالا نمی شد به جای سلين دان "چه خوشگل شدی امشب" بود اينجا؟! مگه نمی گم هوای دلم ابريه. يک کلمه ديگه حرف می زد تموم بود و جواب سوالاشو ميدادم. خدا کنه فردا کامپيوته درست شه. راستی گل صد برگ پس فردا حقوق می گيرم ها! دلم بدجوری هوس مارگاريتا کرده :)

همه کارا باشه برای پس فردا. شرمنده همه.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage