خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

October 17, 2002


می خوای تموم بشه. می خوای يه دفعه جلوت باز بشه. خلوت، آروم، بدون صدای ترمز ماشينا، بدون صدای گاز موتورها، بدون صدای بوق و صدای نوحه راديو.

می خوای تموم بشه. می خوای يه دفعه هوا خنک بشه، آفتاب داغ دست از سرت بر داره، باد بياد و نسيم بوزه، بارون بباره. دلت می خواد هوا مه آلود شه، ابرا بريزن تو آسمون. پنبه بارون بشه آسمون.

می خوای تموم بشه، می خوای عضله های گرفته ات باز بشن، شل بشن. می خوای چشماتو ببندی، موسيقی طبيعت رو بشنوی، آروم بشی، آروم.

چشماتو باز می کنی. روبروت تو خر تو خر ماشينا يه پرايد سفيده که پشتش نوشته: ! Let's race untill the hell



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage