خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

October 17, 2002


کافی شاپمون رو خراب کردن. همش چند روز نرفتيم بهش سر بزنيم. دلش گرفت می دونم. قهر کرد با ما. با ما که خودمونم يادمون رفته بود اونجا کافی شاپ ما بود. اورنج گلاسه با فوستر کلارک اضافه، سيگار کارتيه، ميزايی که دلت نمی خواست از پشتشون پاشی و فقط دلت می خواست تا آخر دنيا پشتشون بشينی و به چشمای کسی نگاه کنی که می دونی مال تو نيست و مال آينده است. ديگه هيچوقت اون روزا تکرار نمی شه. دلم برای اون روزا تنگ می شه. اينو مطمئنم.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage