خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

October 5, 2002


زن ايرانی هم عقب نگهداشته شده هم خودش عقب مونده. هم بهش ظلم شده هم خودش به خودش ظلم کرده. هم ناآگاه بوده و هم خودش از آگاهيهايی که داشته به خوبی استفاده نکرده. هم قدرت داشته و هم ضعف نشون داده.

زن ايرانی به شدت استثمار شده اما از اونورم به اندازه ای که لازم بوده جلوی اين استثمار نايستاده. زن ايرانی خيلی موقعها نخواسته بره دنبال دونستن، تغيير، پيشرفت. زن ايرانی با وجود اينکه شديدا اهل کار کردنه و خونه دار خيلی خوبيه در مورد بعضی چيزهای اساسی ديگه به شدت تنبله. مطالعه اش کمه. دنياش کوچيکه. خاله زنکه. زن ايرانی خيلی موقعها بين گزينه مبارزه با ظلم و سختی کشيدن و گزينه پذيرش ظلم و راحت تو قفس طلايی نشستن گزينه دوم رو انتخاب کرده. زن ايرانی با سکوت خودش به خشونت مردا عليه زنا دامن زده و خيلی موقعها زنهای ديگه ای رو که می خواستن اين کليشه رو بشکنن محکوم کرده و با سياست مخصوص به خودش اونارو بايکوت و دلسرد کرده. زن ايرانی حتی با نحوه تربيت فرزندانش تو خونه خودش هم به ظلمی که خودش اولين قربانيش بوده دامن زده. اون پسر خودش رو هم مثل همسرش يک مرد سالار بار آورده و وقتی خودش مادرشوهر می شه همون کليشه های قديمی رو که خودش ازشون زجر کشيده بوده تکرار می کنه. زن ايرانی خيلی موقعها از مبارزه کردن و سختی کشيدن به خاطر مبارزه ترسيده.

زن ايرانی سعی نمی کنه يه شخصيت مستقل از مردش پيدا کنه و به مرد زندگيش اجازه ميده تو زندگيش بيش از حد دخالت کنه. حاضر نيست با همنوعای خودش متحد بشه و يه تغيير اساسی تو وضع موجود به وجود بياره.

زن ايرانی زن خوبيه؛ صبوره، مهربونه، زحمت کشه، با عاطفه است و مدير خيلی خوبيه.خيلی بهش ظلم شده، در حقش خيلی بی انصافی شده، و خيلی موقعها بهش به چشم جنس دوم نگاه شده اما فکر می کنم به اون اندازه ای که لازم بوده بر عليه اين ظلم و بی انصافی حرکت نکرده.


***

چون می دونم اون حرفايی که دفعه پيش تکرار شد بازم تکرار می شه بايد چند تا نکته رو بگم:

1. من نماينده هيچ گروهی به خصوص زنان ايرانی نيستم و اصلا ادعا يی هم در اين رابطه ندارم. برای همين لطفا به اتهام اينکه من همچين ادعايی دارم منو نکوبيد. اگر فکر کرديد من يا کس ديگه ای همچين ادعايی داره بايد بهتون بگم که متاسفانه دچار توهم شدين. من فقط نماينده خودم و دنيای خودم هستم. هيچ کس رو هم نديدم که همچين ادعايی داشته باشه در مورد من. جک نگيد لطفا!

2. من به اندازه عمر 24 ساله ام مطالعه دارم. از 11 سالگی تا الان روزی رو يادم نمياد که کتابی رو در دست خوندن نداشته باشم. در مورد ماجرای سنت و مدرنيسم و حتی پست مدرنيسم هم مخصوصا به خاطر تحقيق های دانشگاهيم مطالعه داشتم. اما اصلا می خوام بگم وقتی يه نفر برداشت شخصی خودش رو از دنيای پيرامونش بيان می کنه هيچ لزومی نداره بره تحقيق علمی انجام بده. بورخس تو "کتابخانه بابل" يه تعبيری جالبی از انسان ارائه داده مبنی بر اينکه هر آدمی به تنهايی مثل يه کتابخونه می مونه. کتابخونه ها وقتی بهم متصل می شن بزرگتر و بزرگتر می شن و تصويری از خرد جمعی بوجود مياد. پس هر کسی در حد کتابخونه شخصی خودش می تونه صاحب نظر باشه. حرفای کتابا و نتيجه تحقيقات مستدل بقيه به آدم کمک می کنه که به برداشتهای شخصيص شکل بده . من تو وبلاگم تحقيق علمی يا عملی نمی کنم چون اصولا فکر می کنم جای اينکار اينجا نيست. من اينجا برداشتهای شخصيم از زندگی رو ميذارم. برداشتهايی که لزوما درست نيستند و هيچ ادعايی هم ندارم که وحی منزل هستن. من هنوز خيلی راه دارم تا خيلی چيزا رو بدونم. مطمئن باشين اگه يه روزی قرار شد به نمايندگی از زنا کاری انجام بدم، مثلا تحقيقی انجام بدم يا کتاب بنويسم يا صحبت بکنم، اون روزی خواهد بود که در مورد مسايل مورد تحقيق به يقين نسبی رسيده باشم و برداشتهام شکل گرفته باشن.

3. به نظر من اکثر شماهايی که شروع کرديد به کوبوندن من در مورد حرفايی که راجع به مرد ايرانی زدم با من هم عقيده بودين. نمی دونم خواستين خودتون رو بزنين به اون راه يا وسوسه اينکه مجالی پيدا شده برای کوبوندن من اونقدر قوی بود که حرفا و نظرات خودتون يادتون رفت و مملکت ما شد يه دفعه مملکت گل و بلبل که همه مردا و زناش روشنفکرن و اصلا هم اکثريت مرداش به زنی که می خواد تغييرات اساسی در سنتهای غلط بده به ديده بد و تحقير آميز نگاه نمی کنن. شايد خودتون رو زدين به اون راه و يادتون رفته که خيلی از مردا اولين حربه شون برای اينکه زن سنت شکن رو بکوبن اينه که فوری انگ فاسد بودن و خراب بودن رو پيشونی اين زن بچسبونن. آره اکثر مردا نمی تونن بپذيرن که زنا می تونن در اوج مدرنيتـه سالم باشن و مدرنيته و پاکدامنی هيچ تضادی با هم ندارن.

4. اگر تو يادداشتهام از لفظ کلی مرد ايرانی و زن ايرانی استفاده کردم به اين دليل بود که به نظر من اين توصيفات من شامل حال اکثر مردها و زنان ايرانی می شه. منظور من مرد ايرانی و زن ايرانی به مفهموم کليشه ای اونه. اين مدت خيلی از خواننده هام بهم گفتن که همه مردا و زنا اينجوری نيستن. حتی بعضيا می گفتن که من دارم راجع به اقليت مردم حرف می زنم. درسته که اکثر شمايی که مخاطب من هستين شامل اين کليشه نمی شين، درسته که خصوصا قشر تحصيلکرده کمتر شامل اين دسته بندی می شه، درسته که ما کلی انسانهای فرهيخته، چه زن و چه مرد، تو جامعه امون داريم، اما متاسفانه درصد آدمهايی فرهيخته ای مثل شما تو جمعيت 60 ميليونی ما خيلی کمه. من اين ادعا رو بر اساس مشاهدات شخصی خودم می کنم. اگه شما برعکسش رو ديدين مايه خوشحاليه و خدا کنه همونطور باشه. اما اين مسايلی که من ازشون حرف زدم رو به شدت در ميون شاگردام و قشر تحصيل نکرده ای که خصوصا تو شهرستانا زندگی می کنن ديدم. من اين آدما رو هر روز تو کوچه و خيابون ديدم. من تو تمام اين 24 سال راجع به اين آدما داستانها شنيدم. باورش برام غير ممکنه که اکثريت مردم مثل اين کليشه ها نباشن. باورش برام غير ممکنه که اکثر مردم ما خودشون رو از چنگ سنتهای غلط چندين هزارساله رها کرده باشن. احساس می کنم اونی که منکر اين قضيه است يه جورايی سرش رو کرده توی برفا و دور و برش رو نمی بينه.

5. آرامش خودتون رو حفظ کنين. وبلاگ فقط يه روزنه است به دنيای شخصی آدما. اينقدر جدی نگيريدش. اينجا برای همه سليقه ها خوراک فکری هست. به سليقه های هم احترام بذارين و بيخود اعصاب خودتون رو با خوندن نوشته های من که با سليقه فکريتون نمی خونه ناراحت نکنين. مطمئن باشين حرفای من هيچ چيز رو تو دنيا عوض نمی کنه. و مطمئن باشين من اون آدم مغرور و خودشيفته ای که فکر می کنه حرفاش حکم الهيه و خيلی کارش درسته و خيلی مدرن و روشنفکره نيستم. من فقط دارم ياد می گيرم. زياد می خونم، زياد می بينم، زياد می شنوم، از وبلاگم و عکس العملهای نسبت به مطالب وبلاگم چيز ياد می گيرم و سعی می کنم از اون کليشه زن سنتی و محدود ايرانی کناره بگيرم. اما ميدونم که هنوز موفق نشدم و کلی راه در پيش دارم. شايد هم هنوز تو سطح موندم و به عمق نرفتم.

6. من هميشه از نقد مخالفم استقبال کردم و خيليها شاهد اين مدعای من هستن. اما وقتی شروع می کنيد به جای نقد آدم رو بکوبونيد آدم چندشش می شه. حتی حرف حساب هم تو قالب کوبوندن آدما ارزش خودشو از دست ميده. کوبوندن می تونه تو يه لفاف زيبا هم پيچيده شده باشه اما متاسفانه ديگه گول اون لفافای زيبا رو هم نمی تونم بخورم.




 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage