« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
September 29, 2002
من اعصاب ندارم. بابا عصبانيه قاط زده امروز هر چی از دهنش دراومد بهم گفت. البته ميدونم همش از اينکه من گند زدم سر تزم آب می خوره. بايد 5 صفحه ترجمه فردا عصر تحويل بدم فقط يک صفحه اش رو انجام دادم. خوابم مياد. بايد زودتر پوپوزال بنويسم. 60 صفحه ترجمه ديگه رو بايد تا هفته ديگه تحويل بدم. يه سايته بايد انگليسيش کنم. هزار تا کار ديگه مونده. وااااااااااای خدا. به قول سائو I wanna break free
يکی به دادم برسه :((((((
|