خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

September 26, 2002


قصه ديوونگی من و اون يکی از اون قصه هاييه که صد سال يه بار تو زندگی يه آدمی مثل من پيش مياد. فقصه ديوونگی دو تا آدم نخورده مست. دو تا آدم بی خيال. آسمونی آسمونيه. اما می دونم حتی اگه زمينی هم بشه چيزی ازش کم نمی شه. دلم می خواد .... اصلا ولش کن. چرا اينجا بنويسم چی دلم می خواد. بنويسم که باز بهم بگن فاحشه؟ از آسمون به زمين، از زمين به آسمون همش فصه ديوونگی من و اونه. ديووووووووووووووووووونگی.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage