خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

September 10, 2002


نداخانوم منسجم هم اومد ايران تا جمع خل و چلای وبلاگيمون تکميل شه. (البته اگه پيام و خداداد هم بودن که ديگه تکميل تر می شد!) اونروز تو کافه تئاتر سرخه بازار اونقده جيغ و داد کرديم که رسما بهمون گفتن خفه شين! صددلاريه هم هی رو می شد برای شرطی که بسته بودن. ولی خوب کسی نه جراتشو داشت نه بخارشو که شرط رو ببره! منکه گفتم! حالا من صد دلار می گيرم آبرو نبرم! ندا همونيه که بايد باشه. شاد و شنگول و شيطون. از عکساش خوشگلتره (اونم همينو در مورد من می گفت!) دو نفر هم اونجا بودن که شناختنش از روی عکسای وبلاگش. بابا celebrity! اين پژمان بی آبرو هم که از وقتی اومده تهران باعث شده من حناق بگيرم از بس بهش گفتم خفه شو! سوغاتی هم برام نياورده الکی ميگه آوردم! تازه مصرف خفه شوی بقيه هم بالارفته. ولی انگاری ديگه فايده نداره و يه جورايی اينا به فحش هم عادت کردن! (می گين نه از احسان جووون بپرسين!!!) خدايا اين وبلاگ رو از اين جماعت آقايون نگير!



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage