« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
September 07, 2002
ترسها، ترسها، ترس از نمی دانم که چه. قاصدک می گفت خوب است که بدانی می ترسی. من می گويم بهتر بود اگر می دانستم از چه می ترسم.
چيزی دنبالم است، فکری، آدمی، نمی دانم.
چيزی در گلويم است.بغضی، آهی، اندوهی، نمی دانم.
کودکيهايم را بايد به دست باد بسپارم اما، اين را ميدانم.
|