خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

September 7, 2002


دوستت ندارم! به همين سادگی. نمی تونم بهت بفهمونم. باورت نمی شه منی که دستام اونروزی اينقده گرم بود حالا بهت بگم دوست ندارم. بهت گفتم اينطوريم. خودت باورت نشد. خودت فکر کردی با بقيه فرق داری. خودت گفتی من نمی ذارم يخ کنی. خوب ديدی تو هم نتونستی. ديدی از اولشم برای همين نمی خواستم بيای نزديکم بشی. دلم نمی خواست توروبسوزونم. برام مهم بودی. باورت نشد. گفتی به من چيکار داری. گفتی مامان من نشو. خوب ديدی حالا چی شد؟ حالا بردار برو از دکتر روانشناس وقت بگير. حالا بيا منو ببر 10 تا دکتر روانشناس. من می دونم جوابشون چيه! ماليخوليا از نوع مرغوبش! دوا هم نداره! فقط سوز داره، نغمه داره، آوا و ترانه داره، آتيش داره، بوی بارون داره ....



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage