خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

September 7, 2002


هزار بار ديگه ام که بشه من دستام اولش داغ می شه و بعدش يخ می کنه. می دونی چرا اولش داغ می شه؟ آخه اولش هميشه فکر می کنم اين دفعه خودشه. داغ می شم. آتيش می شم. بعدش کم کم حاليم می شه که نه! اينم نبود! بعد برای همين يخ می کنم! حالا اگه خودش تا صد سال ديگه هم نخواد بياد منم تا صد سال ديگه هی داغ می شم و بعدش هی يخ می کنم. حالا اون آقاهه هی بره برای من ايميل بزنه و بگه من از خانومای خيابونی هم بدترم. حالا اون يکی آقاهه بهم ايميل بزنه و بگه من روسپی ام! حالا تو خودت با تعجب هی نگام کن و بگو امکان نداره! ولی من بازم صبر می کنم. می دونم پيداش می کنم.




 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage