خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

August 18, 2002


تصوير يه زن،

روی پل پر از ماشين و دود و ترافيک.

سرم درد می کنه،

زير پل، تصوير يه دختر که داره توی پارک زير پل تاب سواری می کنه، موهاش که به هوا ميره؛

دلم باز می شه.

دستايی که توی ماشين دستای آدمو می گيره، چقدر داغه،

آهان! زير دستامون داغه، داغی از ماشينه!

***

تصوير يه مرد،

چقدر دوستم داره، کاشکی اينقده نگه. بدم مياد.

دستايی که روی دستاشه. بازم می گه چقدر دستات قشنگه. ميدونم.

لباشو می خوره. داره خودشو کنترل می کنه. زير دستامون خيلی داغه.

***

بعدش بايد هی گاز بده و بره. تصويرا مخدوش می شه.




 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران