خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

August 14, 2002


امروز يه اتفاق مسخره افتاد. اونم اينکه يکی از شاگردام يه جورايی حالمو گرفت (يعنی بی انصافی کرد) و منم عين اين نی نی کوچولوها رفتم تو توالت موسسه گريه کردم! چيکار کنم دست خودم نبود! يه جورايی شده همه چی. يه خورده احساس می کنم يا دنيای دورو برم غير عاديه يا من ماليخوليايی شدم. بايد اينو زودتر بفهمم.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage