« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
August 14, 2002
من يه جورايی دارم آلزايمر می گيرم و از اونور هم هزارتا کار و مسئوليت روی کله من ريخته شده. يه وايت برد کوچولو دارم که روش کارامو می نويسم بعضی اوقات. بدبختی يادم ميره وايت برده رو هم نگاه کنم. از اين کاغذهايی که چسب داره گرفتم. از اين به بعد می خوام کارامو رو اون بنويسم و بچسبونم رو کامپيوترم که حتما ببينم. ليست امشب منو ببينين (3 تا کاغذ شد!):
شنبه ساعت 6 قرار با خانوم س.س. زنگ بزنم فرانسه به شکوفه، برم ديدن خواهرش (خاک به سرم 2 هفته است اومده ايران، قرار بود هفته پيش برم!!) مصاحبه نيوشا رو پياده کنم. به نيلوفر شاگرد زنگ بزنم. ورقه ها رو صحيح کنم (حواسم باشه که 300 تاست وقت بذارم)، به م.ت زنگ بزنم برای رعد. به آزاده ايميل بزنم. ايميل عصيان رو جواب بدم حتما. نگاه و پانورامای کاپوچينو. پنجشنبه ساعت 4:45 کافی شاپ، نوشتن و تايپ سوالهای امتحانی موسسه رو تموم کنم. از احسان تشکر کنم. فردا ساعت 7:30 قرار با نيما و خدايار. مجله فيلم برای کاميار. فيلم ببينم. ايميل جواب بدم. آف لاين جواب بدم. يادم نره بگم مودم اشنا چهره غريب خرابه. ديدن مهستی برم حتما. 31 مرداد تولد روشی (بپرسم تولد علی چند مرداده). CD برای پينکفلويديش بدم رايت کنن. تو آهو بنويسم (لينک دعاگوی شيطان و با شما نيستم و خانوم گل يادم نره)، بپرسم ببينم کی کليد لاکرم تو موسسه رو به يکی از معلمها داده بوده. Teabag بگيرم برای سر کار. فردا کليد سوالها رو بگيرم. ناهار يادم نره. روبان ببندم دور کادوها. شايد جمعه ناهار، اگه نه استخر. اپيلاسيون و ابرو حتما (پنجشنبه زنگ بزنم برای وقت ابرو). ايميل به آقای بکتاش. از بابک تشکر کنم.
و احتمالا اگه وقت کردم بخوابم!
|