خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

August 1, 2002


مژگان: پژمان گفت زنگ بزنم دعوتت کنم "ارفه" پنجشنبه شب. تولدشه. حتما بايد بيايا.
من: اگه بابا بذاره...
***
بابک:آدرسو بنويس، حتما هم بايد بيای ها پنجشنبه.
من: اگه بابا بذاره...
***
من: بابا...
بابا: (هنوز من هيچی نگفتم) نه! نمی شه بری. دوشنبه، چهارشنبه، و پنجشنبه شب هفته پيش شام خونه نبودی. جمعه تور بودی. سه شنبه شب هم باز بيرون بودی. رودل می کنی ديگه بری بيرون!
***
اون: 24 سالته خرس گنده(!!!) هنوز از بابات حساب می بری؟
من: جمعه شب رو چيکار کنم؟!




 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage