« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
July 13, 2002
سلام
من گير کردم. دلم می خواد همش بخوابم. از سر کار که اومدم گرفتم 3 ساعت خوابيدم. کلی خوابای خوب خوب ديدم. خواب ديدم همه جا برف اومده. اونقده برف که من دارم تو اکباتان اسکی می کنم. اونقده هم اسکيم بر خلاف بيداری خوب شده که حرف نداره. اصلا دلم نمی خواست از خواب پاشم. رفتم تو خواب يه جايی تو ديزين که هيچ کی نبود (از اکباتان به ديزين! ). يه جورايی گم شده بودم. يه سکوت عجيب غريبی بود. همه جا رو مه گرفته بود. درست مثل اوندفعه ای که رفتيم و تو مه ها گير کرديم. يه چيزی اونجا ديدم. نمی دونم الان چی بود. ولی يه چيزی بود که خيلی دوسش داشتم. هر کاری کردم دوباره بخوابم ببينمش نشد...
|