خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

July 08, 2002


من و سياوش و سيندرلا و Patience

سياوشم حال نداره. مريض شده. من دارم Patience گانزن روزز گوش ميدم. مياد سراغم و ميگه: "ايد، ايد..." (آخه نمی تونه اسم منو کامل بگه و نصفه ميگه). بی حاله. ميگه:"تاپ تاپ اباسی". خودم از روی صندلی بلند می شم و ميذارمش روی صندلی قيژ قيژيم. تابش ميدم. دلش نانای ميخواد. هدفون رو ميذارم رو گوشاش. گوشی هر کدوم از هدفونا اندازه کله شه! Patience رو دوست نداره. حق داره. آخه اونکه احتياجی بهش نداره. آخه اونکه مثل من عين اسفند نمی پره از جاش. تکونش ميدم.
Shed a tear 'cause I'm missin' you
I'm still alright to smile

دلش نانای می خواد. تو هاردم يه بخشی دارم مخصوص آهنگای دامبولی برای سياوش. عاشق آهنگ سيندرلاست. براش سيندرلا ميذارم.
دختر پاشنه کفش طلا
خوشگل شهر قصه ها
سيندرلا، سيندرلا، سيندرلا

تابش ميدم. حال نداره. اما هيچ چی نمی فهمه. از اونی که تو دل من ميگذره هيچچی نمی فهمه. چقدر خوب که هيچچی نمی فهمه. الان "اون" کجاست؟ خيلی بايد دور باشه. الان خريت من چقدر شده؟ اونم بايد خيلی زياد شده باشه.
کوچه به کوچه، شهر به شهر
کسی نداشت از او خبر

من تايپ می کنم. به همه مردانی که تو زندگيم اومدن و رفتن فکر می کنم. صندلی رو برای سياوش تکون ميدم. جالبه که دلم برای هيچکدومشون تنگ نشده. جالبه که همشون از يادم رفتن. ولی جالبه که هر کدومشون يه اثر گنده گذاشتن و رفتن. حالم به هم می خوره. خيلی مسخره است.
دختری با موی طلا
خسته زدست دشمنا
کفش طلا رو پاش کرد
طلسم شهرو باز کرد

سياوش آروم شده. سرش رو يه وری گذاشته و دستاشو تکون ميده. ته دلم، زير پام، توی دستام نمی دونم چرا يه دفعه اينقدر خالی شده. براش بشکن ميزنم. رو صورتش آب می پاشم. محاله رو صورتش آب بپاشم و نخنده. فوری ميگه: "آبازی، آبازی " باورم نميشه که همه اين اتفاقا افتاده و ازشون هيچ چی نمونده ه غير از دو تا CD گانزن روزز. مامان سياوش مياد ببرتش که بهش غذا بده.
سيندرلا عروس شد
فصه ما تموم شد

***
دوباره هدفون رو ميذارم رو گوشم:
All we need is just a little patience...



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران