خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

June 19, 2002


علت عصبانيتم شايد مسخره باشه. به يه نفر عيد پارسال پول قرض دادم (300 تومن) که کامپيوتر بخره. اين همه پس اندازم بود. 100 تومنش رو بهم پس داد. قرار بود 200 تومنش رو به من تا آخر خردادماه امسال پس بده. خودم به يه نفر 150 تومن بدهکارم. البته اون يه نفر اونقدر دست و دلبازه و به من لطف داره که عمرا پولش رو بخواد. اما من الان شديدا به پول احتياج دارم. هم برای اينکه قرض اون رو بدم هم برای اينکه خودم هيچ چی ندارم. شاگرد خصوصيام به غير از يکيشون فعلا همه پريدن. درآمدم شده يه چيزی حدود 100 هزار تومن که دوهفته ای تموم می شه. همين امروز 15 هزار تومن قرض گرفتم تا اين ماه لعنتی تموم شه و من حقوق بگيرم. حالا فهميدم که همون آقايی که به من بدهکاره رفته موبايل خريده! و بعد هم به دوستام پيغام داده که نگاتيو عکسامون رو بهش بدم و به روی مبارکش هم نياورده که بايد پول رو پس بده! کارش جوری نيست که به موبايل احتياج داشته باشه. اينو مطمئنم. می دونم چرا موبايل خريده. چون هميشه عقده چيزای نداشته رو داشته. خيلی غصه ام گرفت. شايد اگه اين آدم اينقدر درگير داشته های سابق و نداشته های الانش نبود منهم ترکش نمی کردم. شايد اگه يه خورده بزرگ می شد منم با هاش می موندم. اونوقت غصه رو دست خوردن هم نداشتم چون اون هيچوقت به من رو دست نمی زد. حالا الان اينکار رو کرده. از يه طرف خيلی عصبانيم که چرا پول منو نداده. از يه طرف بهش حق ميدم که اينقدر موبايل خريدن براش مهم باشه. از يه طرف عصبانيم که هنوزم بزرگ نشده.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران