خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

June 19, 2002


مگه نمی گن عشق قدرت داره. مگه نمی گن که اون عاشق منه؟ پس چرا رفتن من هيچ تغييری توش ايجاد نکرد؟ چرا هنوز اينقدر احمقه. من بهش گفتم فقط برگشتن من يه شرط داره اونم اين که احمق نباشه. مگه نمی خواد من برگردم. مگه تو اين يه ساله دهن همه بچه های اکيپمون رو صاف نکرده که من برگردم؟ پس چرا هنوز اينقدر احمقه؟ من هنوزم دوسش دارم چون دلش پاک و زلاله. ولی اونقدر احمقه که هيچ جوری نمی تونم خودم رو راضی کنم که برگردم. کاشکی اينقدر احمق نبود. آخه اون تنش بوی بارون ميده.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران