« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
June 02, 2002
ساعت گذاشتم و با هر بدبختی که بود ساعت 10 از خواب پاشدم. (شب قبلش 4 صبح خوابيده بودم). خوشحال و خندون پاشدم برم بازی انگليس و سوئد رو نگاه کنم که ديدم بازی آرژانتين و نيجريه است. دلم می خواست زمين و زمان رو رو سر اون روزنامه ای که برنامه های بازيهار و اشتباه چاپ کرده بود خراب کنم. سرم درد گرفته بود و ديدم تنها چاره اينه که بازی تيم هميشه رقيب رو بشينم نگاه کنم. البته خوب باتيستوتا جونم بود و خداييش هم بازی قشنگ بود و زياد هم سرم کلاه نرفت. بازی انگليس ساعت دو بود. با ذوق و شوق نشستم جلوی تلويزيون. باورم نمی شد. يکیی از اون فاجعه ها رخ داده بود و آقای شفيعی عزيز گزارشگر بازی بود. يه نفر کارشناس داوری هم بود که من فکر کنم هر چی فحش عالم بود نصيبش کردم. شفيعی جان که تا نصف بازی اصلا نمی دونست توپ تو دست کی هست!بعد هم هی مينداخت تقصير بقيه که اسامی رو اشتباه بهش داده بودن. يکی می شه مثل فردوسی پور که اسم نديده از جد و آباد طرف برات می گه. يکی هم می شه اين. در طول بازی کارشناس داوری 25 بار در مورد آوانتاژ، 30 بار در مورد عالی بودن داور برزيلی مسابقه، 20 بار در مورد اينکه چقدر نزديک به صحنه ها هست، 15 بار در مورد اينکه فقط يه اشتباه کرد که پنالتی رو نگرفت و nبار در مورد مسايل مزخرف ديگه حرف زد. آخرش هم لطف کردن نمره قبولی رو به داور دادن. اصولا هم علاقه شديدی داشت که هر وقت انگليس حمله می کنه يه دفعه در مورد داوری نظر بده. شفيعی هم که فکر کنم اين دفعه ديگه واقعا بد ترين گزارش عمرش رو کرد. يه جا تلويزيون سانسور کرده بود بازی رو و صحنه گل رو برای بار دهم داشت نشون ميداد بيچاره حواسش نبود فکر کرد واقعا دوباره انگليسيا حمله کردن. بعد از گل سوئد هم ايشون يه دونه از اون جملات قصارشون رو فرمودن که "توپ چاره ای نداشت جز اينکه بره تو دروازه"!! بابام می گفت خوب صدای تلويزيون رو ببند. ولی آخه حال نمی ده آدم صدای تماشاگرا و سوت داور و هياهوی ورزشگاه رو نشنوه. خلاصه امروزر هر چی فحش بود نثار اين برنامه سازای تلويزيون کردم. آخه حالا ما نخوايم اين پخش مستقيم کلاس آموزشی داوری باشه کيو بايد ببينيم؟ بخوان بازيهای ايتاليارم اينطوری گزارش کنن زنگ می زن صدا سيما فحش و می کشم بهشون لااقل دلم خنک شه (البته اگه بشه شمارشو نو گرفت امروز که همش مشغول بود). تازه جک سال رو هم آخر بازی شفيعی گفت. بازی که تموم شد بر گشت گفت خوب ادامه برنامه رو خيابانی عزيز و دوست داشتنی!!! ادامه ميده. قيافه دو تا آدم خپله وقتی قربون صدقه هم برن جلوی چندين ميليون آدم بايد واقعا ديدنی باشه. خيابانی دوست داشتنيتون منو کشته! خدا بگم اين ديويد بکام رو هم چيکارش نکنه. مرتيکه امروز موهاش رو کرده بود عين خروس! بعد که من رفتم سر کلاس از بيرون کلاسمون همش صدای خروس ميومد و من هم ياد بکام ميفتادم وغش غش می خنديدم عين اين ديونه ها. ولی خداييش چه پاسايی داد تو اين بازی. حيف که طفلک با اون پای دردناکش همش 60 دقيقه بازی کرد.
راستی، بيخود اينقدر جلوی من برزيل مرزيل و آرژانتين مارژانتين نکنين. همشون سوراخن. ايتاليا قهرمانه D:
***
اينم يه سايت خوبه که نتيجه بازيهار و سريع و راحت اعلام می کنه. (البته آدرسش رو از وبلاگ هپلی جان کش رفتم.)
|