خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

May 31, 2002


وقتی خورشيد رانندگی می کنه!
فکر کنم امروز بدجوری فحش خوردم! دوستم يه سيويک نقره ای دو در داره. بچم رو زمين راه ميره. يه اگزوزی هم داره که همچين صدا می کنه انگار تو پيست ريس داره ميره. اونوقت من با يه همچين ماشينی رانندگی کردم! شرط می بندم دوستم 10 کيلو لاغر شد از دست من! منم غش غش می خنديدم و با نوار بلند بلند می خوندم. سر يه پيچ اونچنان دور يه فرمونه زدم که ماشين عقبی که بيچاره ها دو تا خانوم هم بودن رفتن تو جدول. منم به روی خودم نياوردم و سوت می زدم! اونم هی می گفت رانندگيت خيلی بهتر شده! تازه يه جايی بهم گفت خوب اينجا وايسا ديگه. منم نامردی نکردم و دو دور ديگه چرخوندمش! فقط نمی دونم چرا اينقدر فرمون ماشينه زيادی می پيچيد و گازش اينقدر شديد بود. نه اينکه من زياد بپيچونم يا گاز بدم ها! خود ماشينه اينجوری بود. بعد يه دفعه دست انداز که می شد شيش متر می پريديم هوا يا مثلا ماشينه خودش می رفت تو جدول. خلاصه من کلی راننده شدم! فقط بايد لايی کشيدن و دستی کشيدن رو ياد بگيرم. راستی تو ريس خانومها رو راه ميدن؟!



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران