خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

April 24, 2002


نمی دونم چرا هنوزم دلم برای شنيدن نوار"بوی پيراهن يوسف" تو جاده عباس آباد و کلار دشت تنگ می شه. نمی دونم چرا هنوزم دلم برای پيتزا خوردن تو Hot Line (تو ميدون فاطمی) تنگ می شه. امروز بهم گفت تو همش داری به گذشته فکر می کنی و حرص می خوری. به گذشته ات هم که فکر نکنی بازم به هر حال داری از صبح تا شب حرص می خوری. بعد از شب تا صبح منو حرص می دی. من نمی فهمم چرا هنوز وقتی يکی جيزم می کنه متعجب می شم. چرا عادت نکردم. چرا اينقدر حرص می خورم تا وقتی پرتقال هست؟



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران