خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

April 19, 2002


از ياد داشتهای شهر شلوغ:
هتل هايت 8:30 شب
پيانيست داره wedding of love می زنه. هتل پر چينيه. همراهای "جيانگ زمين". خدايا چقدر اين آدما بد تيپن. چه زبون عج وجقی دارن. چه سرويسی دارن بهشون می دن. چه ليموزينايی. کاشکی دستامو می گرفت. چقدر سيگار دود کنيم؟ چقدر؟ بارون داره حسابی به اين شهرشلوغ و من و دل من حال ميده. تر جيح می دم به جای نشستن ميون اين آدمای بد صدا برم تو بارون قدم بزنم. دوست دارم دستاشو بگيرم. بهش تکيه بدم. فکر کنم ببينم می تونم بفهمم عشق يعنی چی يا نه. يه بچه کوچولوی مو طلايی داره تو هتل می دوه. مامانش مياد بلندش می کنه و به يه زبونه عجق وجقی سر بچه هه داد می زنه. فکر کنم بچه هه همش 2 سالش باشه. زنه همينجوری که داره سر بچه هه داد می زنه انگشتاشم به تهديد تکون می ده. اصلا اين بچه می فهمه مامانه چی می گه؟ بالاخر می زنيم بيرون. دستامو از پنجره ماشين می کنم بيرون. باد و بارون می خوره بهش. عين چهار سال پيش. هر چی فکرشو می کنم می بينم چهار سال پيش ديوونه بودم نه عاشق. آسفالتای خيابون عين جيگر زليخا شدن. آدمو از خواب بيدار می کنن. کاش دستامو می گرفت. دلم آب نبات چوبی می خواد. از اون گنده ها که توش آدامس داره. نارنجی هم باشه. يه جايی تو اين شهر شلوغ خيابون بند اومده. همه اومدن بخورن. 60 تا ماشين، 60 جور آهنگ، 60 تا فکر، 60 تا شيکم. گند می زنيم به لباسامون. تا ما باشيم موقع غذا خوردن به جای چشمای هم به غذا نگاه کنيم. همه جونمون و دور لبامون سسی شده. چه اهميتی داره. کاش دستامو می گرفت. خدا بگم اين "آريو حبيبی" و "کاوه يغمايی" رو چيکارشون نکنه با اين آلبوم "مسافر کوير" شون. دلمون می خواد خيابونا کش بيان و آريو صد بار ديگه داد بزنه " حالا که کوچه اميدش، يه عبوره، نگو سخته، نگو ديره، نگو دوره ....". دود، دود، دود. کاشکی پمب بنزينيه بيشتر طولش می داد. کاشکی اتوبانا هيچوقت تموم نمی شدن. کاش دستامو می گرفت.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران