« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
April 10, 2002
مرد که صداشو بلند کرد زن روشو کرد اون ور و رفت تو اتاقش. مرد که صداشو بلند تر کرد زن غر غر کرد. مرد که صداشو بازم بلند تر کرد، زن هم داد و فريا د کرد. مرد بازم که صداشو بلند تر کرد اون دختر کوچولوهه دوباره رفت گوشاشو گرفت و نوشت، نوشت، نوشت.
"ديو سياه تنوره کش". دوست داشتنی و مستاصل. کاشکی آدم تکليفش هميشه معين بود که يه نفری رو دوست داره يا ازش متنفره.
|