« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
April 08, 2002
از يادداشتهای شهر شلوغ:
دوشنبه ساعت 4 بعدازظهر، ميدون فلسطين
سوار آژانسم. به هيچ عنوان دلم نمی خواد تو سال جديد دير سر کارم برم. کلاسم 4:30 شروع می شه. به ميدون فلسطين که می رسيم می بينيم که خيابونا رو بستن. بازم تظاهرات برای مردم فلسطين. وای خدا جونم داره ديرم می شه . راننده به پدر هر چی فلسطينيه فحش می ده چون تو اين مملکت هر کی دلش بخواد می تونه خيابونارو بند بياره! به آدمها نگاه می کنم. مردها ريشهای پر پشت دارن. همه چفيه دور گردنشونه. عين عکس روزنامه "بنيان" که توش زنهای خوشگل اردنی که بی حجاب هم هستن چفيه دور گردنشون بستن و دارن دعا می کنن برای فلسطينيا! وای خدا جونم چقدر ديرم شده. مردم داد می زنن مرگ بر اسرائيل. مرگ بر آمريکا. به "آيت اخراس" فکر می کنم. به هزار تا آيت ديگه که تو اين مدت به خودشون مواد منفجره بستن و خودشون و يکی ديگه رو کشتن. نمی دونم چی تو کله اين آدمها می گذره که می تونن همچين کاری رو بکنن. نمی دونم هزار بارم بگن مرگ بر اسرائيل آيتها زنده می شن يا نه؟ به هزاران تصويری فکر می کنم که بيش از هر تصوير ديگه ای تو تلويزيون ديدم. "مبارزه فلسطينيا و خشونت اسرائيليا". هنوزم نمی دونم جريان چيه. هنوزم نمی دونم اين آدمهايی که تو دو قدميم وايسادن حق دارن داد بزنن بگن مرگ بر اسرائيل يا نه. نمی دونم اسرائيليا حق دارن برای خودشون يه مملکت داشته باشن يا نه. نمی دونم اون جوونهای فلسطينی حق دارن حملات انتحاری بکنن يا نه. نمی دون يه فلسطينی حق داره يه اسرائيلی رو بکشه يا نه. نمی دونم يه اسرائيلی حق دراه يه فلسطينی رو بکشه يا نه. نمی دونم راسته که می گن همش زير سر ايرونه و حزب اله دست نشونده حکومت ايرونه يا نه. نمی دونم دولت و همه چيز آمريکا واقعا زير سلطه اسرائيلياست يا نه. نمی دونم اين چيژا زير سر آمريکاست يا نه. نمی دونم اين دفعه کی داره کيو بازی می ده. نمی دونم ايندفعه چند نفر دارن سر هيچ و پوچ می ميرن. نمی دونم چقدر تحت شستسوی مغزی بودم تو اين مساله. نمی دونم تا کی بايد طبيعت سرسبز و زيبای فلسطين يا بهتره بگم اسرائيل خونی باشه. نمی دونم تا کی بايد سنگ و خمپاره و بولدوزر و توپ و تانک و تفنگ ساکنين اين بهشت زمينی باشن. نمی دونم مسجدااقصی چقدر مهمه. نمی دونم ياسر عرفات واقعا چه نقشی داره. نمی دونم انتفاضه چيکار کرده برای فلسطين. هيچی نمی دونم. فقط الان بغل گوشم فريادهای مرده باد می شنوم. فقط الان خيلی ديرم شده و دلم ميخواد خيابون زودتر باز شه که من به کارم برسم. فقط دلم می خواد اين راننده هه ساکت بشه و اينقده فحش نده. فقط دلم می خواد مردم تظاهر کننده صدای بلندگوشون رو کم کنن. فقط دلم می خواد يه ليوان آب بدم دست اون پيرزنی که داره ميون اين آدمها آروم آروم راه می ره و شعار می ده. خيلی دلم می خواد بدونم تو کله اش چی می گذره.
|