خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

March 31, 2002


آخی! بگذريم. فلسفه گذر زمان رو هيچوقت نمی فهم. خدا به من يه مغز زمينی داده، با يه درک زمينی. اما من می خوام راز آسمونا رو بدونم. راز اون چرخی که می چرخه و مارو با خودش می چرخونه. خوب معلومه که کلم داغ می کنه. ولی فقط می خوام بدونم بعد که منم پير شدم و تموم شدم، اونوقت چی می شه؟ منی که فکر می کنم اونقد گنده ام، منی که فکر می کنم اصلا الان دنيا تو منه، خدا تو منه، اگه من نباشم اون وقت اون خداهه و اون دنياهه چی می شن؟ کجا می رن؟ کسی می دونه؟



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران