خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

February 18, 2002


ساعت چهار و ربع صبحه و من مشنگ خوابم نمی بره. امروز خيلی حرص خوردم. سر کارم دير رسيدم. خيلی دير راننده هه يه جايه راهو اشتباهی رفت. ترافيک وحشتناک بود. جلومون 3 تا ماشين زدن به هم. آخرش مجبور شدم 5 تا چهار راه پياده برم. شانس آوردم پينک فلويديش نبود تو مو سسه. وگرنه چوب تو ..نم می کرد. البته حتی اگه وبلاگمم نخونه فردا دفتر دار ها بهش گزارش می دن. البته به دفتر دارها گفتم ماشين خودمون تصادف کرد.غلط نکنم فردا رو در لاکرم يه برگه اخطار می چسبونه. خيابونا ديگه داشتن ماشين بالا مياوردن گلاب به روتون. اونقدر دستامو فشار دادم که حد نداره. نمی دونم اين چه عادت بديه پيدا کردم که هر وقت حرص می هخورم دستامو محکم به هم فشار می دم. حالا همه اينا يه طرف نيم ساعت کلاس جبرانی که بايد برای اين تاخير بذارم يه نفر. الان می دونم پينک فلويديش داره فحشم می ده و اينارو می خونه. تورو خدا بياين وساطت کنين اين دفعه رو اخطار نده.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران