خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

February 18, 2002


سلام دخترک شيطون. الان بالاخره رفتم وبلاگتو خوندم. اين مدت نمی رسيدم وبلاگ بخونم. حالا که کامپيوترم اومده افتادم سر وبلاگها. يه چِزی نزديک 40 تا از وبلاگهارو خوندم. خيلی جاها اسم تو بود. بعد رفتم ببينم چی نوشتی. يه دفعه اون ايميله رو ديدم. می بخشيد دارم اينجا جوابتو می دم. آخه فکر کنم اينطوری بيشتر دوست داری و اينجا کمتر ازم "بترسی"!.
تو تو ايميلت گفته بودی يکيه که فکر می کنی منم. بعد هم گفته بودی حتی اگه من اون نيستم باز دوست داری فکر کنی من اونم. خوب دختر خوب من اگه ايميل می زدم چی بايد بهت می گفتم؟ که من اون دختر قد بلنده تو فاز ... هستم يا نه؟ هنوزم نمی دونم بهت بگم اون هستم يا نه؟ اصلا چيز ديگه ای نبود تو ايميلت که من بهش جواب بدم.
گفتی اگه وبلاگتو می خوندم لينکتو می ذاشتم تو صفحه ام که درست گفتی. من تازه الان وبلاگتو خوندم. لينکتم می رم می ذارم تو صفحه "خورشيد خانوم کيه؟" گفته بودی چند نفر ازت پرسيدن تو خورشيد خانومی. من اگه جای تو بودم می گفتم آره. يه بار يکی ايميل زده بود به من و گفته بود تو و ندا يکی هستين. من هم بهش گفتم آفرين خيلی باهوشی. همينطوره. اصلا می دونی چيه؟ من و تو و وندا و شهرزاد و مرجان و نرگس و خانوم گل و آذر و پينک فلويديش و محبوبه خواهرت و خيلی های ديگه هممون يکی هستيم. حالا شايد بعضی از خانوم های وبلاگ نويس خوششون نياد ولی به نظر من همه ماها يه نفريم. هممون يه ايرونی هستيم که داريم دنبال هويتمون می گرديم. هممون يه جوری دلمون می خواد بگيم ما هم زن هستيم و هم آدميم. اين مدت که وبلاگ داشتم n نفر برام ايميل زدن که تو خيلی شبيه ما يی. خوب منم می گم همينطوره. هممون هم يه جورايی خل و چليم و هم يه جورايی مخمون خوب کار می کنه. پس دخترک شيطون اين دفعه اگه کسی ازت پرسيد تو خورشيد خانومی بهش بگو آره. حتی اگه تو 17 سالت باشه و من 24 سال (خانوم چرا اين وسط سن مارو می بری بالا می گی 26 سال؟!) حتی اگه تو برادر داشته باشی و من نداشته باشم. (عوضش داد بيداد های بابای من جای داد بيدادهای دادش تورو می گيره.) حتی اگه تو برای دانشگاه بخونی و من برای زايشگاه تزم. در ضمن من هم عين تو می شينم رو صندلی کامپيوترم. تازه من بعضی اوقات لنگامم می ذارم روی ميز کامپيوتر. تصورش با خودت!



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران