« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
February 06, 2002
كلي امروز خنديدم. يكي از خواننده هاي خوبم برام ايميل زده بود كه من تو اكباتان كافي نت دارم و تو تا وقتي كه كامپيوترت درست شه مي توني بياي از كافي نت من استفاده كني. امروز رفتم همون كافي نتي كه هميشه مي رم. فقط با يكي از كامپيوتراش مي شه فارسي نوشت كه از شانس من يه نفر داشت با همون كامپيوتر كار كه چه عرض كنم چت مي كرد. صاحاب كافي نت هم خيلي محترمه و به هيچ عنوان حاضر نيست جاي كسي رو عوض كنه. من هم كه ديدم اينجوريه و كنجكاو هم شده بودم گفتم به صورت ناشناس برم سراغ همون كافي نته. رفتم اونجا و از مسولش پرسيدم كه ببخشيد مي شه با كامپيوتر هاي شما فارسي نوشت. اونم گفت آره با اين كامپيوتره مي شه ولي درست ديده نمي شه باهاش فارسي. بعد هم پرسيد مي خواين وبلاگ بنويسيد. من از تعجب شاخ درآورده بودم كه همون موقع صفحه وبلاگ خودم رو برام باز كرد. حالا فكر مي كنيد از كجا فهميد من كيم؟ از رو روژلب اكليليم! براي دوستم كه ماجرا رو تعريف كردم كلي به ريشم خنديد و گفت حقته تا تو باشي با رژ لب اكليل دار پا نشي را بيفتي تو خيابون! البته متاسفانه نشد از كامپوترشون استفاده كنم چون پارس آن لاين امروز مرده بود. به هر حال الان چند ساعت از اون موقع مي گذره. اومدم همون كافي نت اوليه. دلم مي خواست در مورد منشور فمينيزم سيب زميني و افاضات لامپ در همين رابطه مطلب بنويسم (با مطالبشون كلي حال كردم. خدا از فمينيستي كمشون نكنه!). با اجازه سيب زميني مي خواستم چند تا ماده هم به اين منشور اضافه كنم. مخصوصا كه الان كه داشتم ميومدم دو تا گربه ديدم كه با خيال راحت وسط بلوك مشغول دوچرخه سواري بودن و يه گربه ديگه هم داشت نگاشون مي كرد! اما بايد ديگه برم سر كار. كافي نت هم دوباره داره مي شه حموم زنونه و شلوغ مي شه. من هم اصلا تمركز ندارم. باشه بعدا. فقط مي خواستم بگم به نظر من هر زني حق داره قبل از ازدواج با شريك آيندش دوچرخه سواري كنه. حالا اگه دوست داريد اسمشو بذاريد تست يا هر چيزه ديگه اي. براش كلي هم دليل دارم. منتها شما شروع كنيد ايميلهاتون رو و بد و بيراهاتون رو به من بنويسيد تا من احتمالا شنبه يا يكشنبه در اين مورد بنويسم. آخه اينجور كه بوش مياد حالا حالا ها از كامپيوترم خبري نيست.
|