« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
January 31, 2002
من خير سرم امشب حالم بد بود پس افتاده بودم. رفتم تازه نوار قلب هم گرفتم امروز! همش خط خطي بود سر در نياوردم!!
اين دوستم الان مثل شمر وايساده بالاسرم مي خواد آمپولم بزنه. برم آمپوله رو بزنم برم خونمون ساعت يك نصف شبه.
مي بخشيد اگه نرسيدم همه ايميلهارو جواب بدم. بچم اومد جبران مي كنم. شب به خير.
(آقا ما نخوايم آمپول بزنيم كيو بايد ببينيم؟ آخه درد داره. يه جاي آدم سوراخ سوراخ ميشه.)
خوب بابا رفتم ديگه......
|