« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
January 16, 2002
سرم داره می ترکه. ولی الان ديدم که بايد به آقای سرو عزيز جواب بدم. من بنا به دلايلی اصلا دلم نمی خواد در مورد سياست چيزی بنويسم. يه زمانی بود که خيلی داغ بودم. روزی 7، 8 تا روزنامه می خوندم. سخنرانی خاتمی رو می رفتم. بحث می کردم. ولی الان می خوام از اين بحث ها دور بشم. سياست پدر مادر نداره و بازيهای سياست فرسنگها از اونی که ما می بينيم و می شنويم دوره. خيلی ظلمها به خيليها شده. تو اين مدتی که وبلاگ داشتم آدمهای مختلفی با ايده ها و مرامهای سياسی مختلفی برام ايميل زدن. اما من دلم نمی خواد گوش بدم. پيه هر جور انتقادی رو به تنم می مالم. ولی نظر نمی دم. ترجيح می دم برم يه گوشه بشينم و وماستم رو بخورم.
و اما در مورد نظر آقای سرو با وفا و اينکه چی شد که من يه دفعه افاضات کردم در مورد آزادی لقمانيان. من وقتی خبر رو شنيدم يه دفعه خيلی حرصم دراومد. عفو يعنی طرف گناهکار بوده. اين عفو نه تنها فايده ای نداشت بلکه به نظر من خيلی هم به ضرر لقمانيان تمام خواهد شد. برای همين عصبانی و ديازپام لازم شدم. و اما در مورد آقای کروبی من به ايشون هيچ علاقه ای ندارم. اين حرکتشون خيلی خوب بود ولی بايد زودتر از اينها و بيشتر از اينها مايه می گذاشتن. موضوع خاتمی برام فرق می کنه. من به خاتمی رای دادم. ده دفعه ديگه هم کانديد شه بهش رای می دم. برای خودم هم دلايل کاملا واضحی دارم. می دونم الان خيلی از شماهايی که داريد اينارو می خونيد داريد بهم فحش می ديد. ولی من کاملا اوضاع قبل از خاتمی رو به ياد دارم. از دستش عصبانی هستم ولی درکش می کنم. و در ضمن عقيده دارم هميشه بايد بين بد و بدتر بد را انتخاب کرد نه هيچ کدوم رو. ولی کروبی رو درک نمی کنم. اصلا هم از اينکه رئييس مجلس شد خوشحال نشدم. بازم دلايل کاملا مشخصی برای اين نظرم دارم. شما اصلا به نظر من اهمييت نديد. ولی فقط به من حق بديد که از خبر عفو(به جای تبرئهء) نماينده ای که مردم بهش رای دادن ناراحت شم و برم ديازپام بخورم.
|