« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
December 11, 2001
خواهر زادم دوباره پيشم بود و بازم نتونستم چيز بنويسم. اصولا چون من خيلی شيکم صندلی کامپيوترم از اين صندلی قيژقيزياست (rocking chair) و اين جونور هم عاشق اينه که بياد رو اين صندليه و تاب بخوره. خلاصه هر وقت من می شينم اينجا اينم مياد هووی من می شه . بعد هم که ميارمش بالا ديگه نمی تونم جلوشو بگيرم که با چيزی ور نره. از همه بيشتر هم عاشق ماوسه. حالا خدا ميدونه کی اينو خراب کنه. بعد هم اصولا در راستای اينکه بعضی اخلاقاش به خالش رفته بچم خيلی عاشق خودشه. wallpapeer کامپيوتر من يه عکس گنده خودشه و برای همين هر وقت کامپيوتر روشنه جيق و دادش به هواست که من عکس ايشونو بذارم ببينه و خلاصه اکسپلورر مکسپلورر تعطيله!
|