خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

December 08, 2001


جند وقته مساله "عرف" فکر منو به خودش مشغول کرده و اين سوال برام پيش اومده که چقدر بايد به "عرف" اهميت بديم و آيا بايد به قوانين عرفی که قبول نداريم و به نظرمون مزخرف ميان به خاطر احترام به جمع عمل کنيم. يا اينکه اگه يه قانون عرفی به نطرمون احمقانه اومد و دليل کافی برای بيخود بودنش داشتيم اين حق رو داريم که زير پاش بذاريم. راستش من يه جورايی دارم به اين نتيجه می رسم که می تونيم زير پاشون بذاريم. و برای همين از وبلاگ نوشتن خوشم اومد چون آدم تو وبلاگش می تونه اين مزخرفات عرفی رو به ريشخند بگيره، راجع بهشون حرف بزنه و عقده دلش رو يه جوری باز کنه. شايد هنوز حتی خود من که سعی می کنم هميشه رک باشم جرات اينو نداشته باشم که تو جامعه خيلی کارا بکنم و خيلی حرفا بزنم. اما اينجا می تونم راجع به اين قوانين عرفی مزخرف که تو قوطی هيچ عطاری جز مملکت ما پيدا نميشه حرف بزنم و شايد کم کم جراتشم پيدا کردم که خيليهاشو زير پا بذارم و noneconformist بشم. جامعه ما از خيلی چيزا داره زجر ميکشه که يکيش هم همينه. اکثرمون از متفاوت بودن و اعتراض کردن به مرسومات غلط می ترسيم. اکثرمون ترجيح ميديم همه چی هر جوری که هست بمونه و اگه يکی خواست تغييرش بده چپ چپ نگاهش می کنيم (نمونه بارزش خودمم که شايد تو زندگيم به خيليها چپ چپ نگاه کردم.) خوب حداقل من تصميم گرفتم تو وبلاگم اينطوری نباشم و اون چيزی رو که دوست دارم بگم (گور بابای هر چی قانون عرفی مزخرفه). تو اينکار نه از کسی تقليد می کنم و نه ملاحظه کسی رو می کنم. لطفا اگه کسی فکر می کنه نوشته های من اخلاقشو خراب می کنه يا يه جورايی برداشت های غير اخلاقی ميکنه از وبلاگ من اونهارو نخونه چون معلوم ميشه وبلاگ منو با مجله Playboy اشتباهی گرفته و من ترجيح ميدم همچين خواننده ای نداشته باشم.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران