« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
December 04, 2001
من خيلی شارژم برای اينکه همون شاگردم که ازش خوشم مياد باهام يه شوخی تو کلاس کرد که خيلی حال کردم. من از دست يکی از شاگردا عصبانی شده بودم و مثل سگ بودم. يه دفعه اون يه چيزی گفت که همه از خنده مردن. من هم البته نامردی نکردم و همون موقع از خودش درس پرسيدم. بيچاره داشت از خنده می مرد و نمی تونست جواب بده. نمی دونم چرا تا شب که يادش می افتادم همش می خنديدم!
|