« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
November 17, 2001
زن تمام تنش تير ميکشيد و مور مورش ميشد. سردش بود. خيلی سردش بود. هرچی مرد بيشتر می بوسيدش و بيشتر بدنش رو لمس ميکرد،زن بيشتر سردش ميشد. آخرش هم يخ زد.
حالا يه مجسمه يخی افتاده گوشه خونه. ولی مرده خوشحاله که بالاخره صاحابش شده.
|