« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
April 03, 2005
اين مدتی که تو خونه موندن شديدا زده به کله ام شروع کرده ام تو جلسه های مختلف دانشگاه شرکت می کنم که قيافه ام شبيه مبل و صندلی خونه امون نشه! اين مرکز مطالعات زنان اينجا يه سرويس ايميل داره که خبرهای جلسه های مختلف رو ايميل می کنه برای آدم. يه چند تا شون که خيلی مزخرف بود. مثلا يه برنامه بود که گفته بودن يه سری از بچه های دانشگاه که فعاليت های خيريه اجتماعی می کنن می آن گزارش کارهايی که کردن رو می دن و بعد مثلا ياد می دن که چطوری می تونيم ان جی او خودمون رو داشته باشيم وغيره. موضوعش برام جذاب بود. ولی خوب رفتم ديدم چند نفرن که مثلا به بعضی از کشورای آمريکايی جنوبی رفته بودن برای دو سه هفته و خوش گذرونده بودن و يه خورده پول مول داده بودن به بچه های اونجا (يعنی پول دانشگاه رو) و بعد هم عکس های خوش گذرونی هاشون رو نشون دادن. بعد هم يه پسره اومد که يه سال بود درسش تموم شده بود و تو بانک آمريکا استخدام شده بود و کراواتی زده بود برای خودش و تعريف کرد که چجوری همکاراشو وادار کرده برای بچه های سرطانی کارت پستال درست کنن و به اين ترتيب Corporate America رو وادار کرده کارای اجتماعی کنن! بعد هم گفت شما هم می تونين همين کارو بکنين. همين! ولی خوب بعد که فکر کردم ديدم همينش هم خوبه. برای اينکه اينا از الان ياد می گيرن که چجوری سر و زبون داشته باشن و سخنرانی کنن و توجه مردم رو جلب کنن، و فردا اگه کاره ای بشن اين مهارت ها خيلی به دردشون می خوره. ياد خودم افتادم که چند ماه پيش که کاليفرنيا بودم دو جا بايد حرف می زدم و تازه نبايد از خودم هم حرف می زدم و يه جورايی از کارهای درست حسابی بقيه بايد حرف می زدم و سر هر دوش مردم و زنده شدم از دلهره و خجالت و غيره و آخرش هم اونجوری که بايد و شايد نتونستم ارزش اون کارها رو نشون بدم تو حرفام.
سه تا سخنرانی فمينيستی هم رفتم که جالب بودن همشون. يکی از جلسه ها در مورد حضور زنان در دانشگاه ها بود (در سطح های تدريس و مديريت) و اينجا هم زن ها شکايت داشتن که تو رشته های علمی زن ها خيلی کمتر از مردها حضور دارن و لی تو رشته های علوم انسانی تقريبا حضورشون برابره و خب احتمالا اينجوری می شه که رئيس دانشگاه هاروارد هم می فرمايند زن ها از نظر ژنتيکی تو رشته های علمی از مردها استعداد کمتری دارن (که البته فمينيست های آمريکا حسابی به خدمتش رسيدن و مدت ها تو رسانه های اينجا راجع به حرف ايشون بحث و جنجال بود و استاد های هاروارد هم به ايشون رای عدم اعتماد دادن.) اما چيزی که ازش صحبت زيادی نشد اين بود که چرا اينطوريه اصلا. شايد برای اوضاع ايران خيلی راحت بشه دليل پيدا کرد از مثلا ديد مرد سالارانه ای که سيستم مديريتی ايران به طور کلی داره گرفته تا تعصب های سنتی و مذهبی و مشکلاتی که خيلی از زن ها دارن تو خانواده که مسئوليت امور منزل (بچه داری و آشپزی و غيره)by default بر عهده زن هاست و غيره (که البته می تونه هيچ کدومش هم درست نباشه و دليل های ريشه ای تری وجود داشته باشه.) کلا منظورم اينه که دلايل تابلو صرف نظر از درست بودن يا نبودنشون می شه پيدا کرد که چرا زن ها تو رشته های علمی و سطوح مديريتی تعدادشون کمه تو ايران. اما توی آمريکا که بخشی از دنيای غربه که خيلی ها می گن ديگه فمينيسم توش تموم شده چون بهش احتياجی نيست و تو دوره پست-فمينيسم به سر می بريم عجيبه که هنوز نسبت حضور زن ها به مرد ها تو رشته های علمی کمتره.
شايد همين مساله يکی از دليل هايی بود که تو يه سخنرانی ديگه يکی از استادهای آينده من! در مورد همين پست-فمينيسم حرف زد. من که البته هنوز درست حسابی نمی دونم فمينيسم چيه تا به حال کلمه پست-فمينيسم به گوشم نخورده بود و ايشالا وقتی دانشگاه مجبورم کرد در موردش مطالعه درست حسابی کنم تا حداقل بفهمم خودم بالاخره فمينيست هستم يا نه می رم در مورد پست-فمينيسم هم می خونم. به هر حال اين استاده از اين حرف زد که خيلی ها اعتقاد دارن که تو آمريکا زن ها به حقوقشون رسيده ان و جنبش زنان آمريکا فعاليت هاش رو در مورد حق کار و رای و آزادی جنسی و غيره با موفقيت انجام داده و ديگه نيازی به فمينيسم نيست. از خودش حرف زد که 15 سال پيش وقتی يکی از شاگرداش ازش پرسيده تو يه فمينيستی فوری گفته نه، چون هيچوقت مشکلی با زن بودن خودش نداشته و هميشه هم تو خونه و هم تو جامعه از حقوق برابری برخوردار بوده. اما بعد از تجربيات بعديش حرف زد و موارد زيادی که ديده که به اين نتيجه رسيده که فمينيسم هنوز تموم نشده و هنوز بهش احتياج هست. از اين حرف زد که اگه يه زن سفيد پوست باشی از خانواده ای متوسط به بالا و زشت و چاق هم نباشی شايد مشکلی به خاطر زن بودنت پيش نياد، اما از اين هم حرف زد که اگه رنگين پوست باشی، اگه فقير باشی، اگه تو خونواده ای به دنيا بيای که سطح فرهنگی خانواده پايينه، اگه مورد خشونت خانگی قرار بگيری و خيلی اگه های ديگه، اونوقت می بينی که چقدر هنوز به فمينسيم احتياج هست. و از اين گفت که اگه يه آدمی خودش تو شرايطيه که حقوقش رعايت می شه و به خاطر جنسيتش بهش تبعيض نمی شه، نبايد بقيه ای که از اين شانس برخوردار نبودن رو فراموش کنه و به راحتی بگه فمينيسم ديگه تموم شده و هنوز هم لازمه که روی تفکر برابری حقوق زن و مرد تاکيد کرد و ازش حرف زد.
سخنرانی بعدی رو هم بعدا اگه حوصله ام اومد می نويسمش چون يه خورده سخنرانش عصبانيم کرد! و احتمالا شما ها هم حوصله نکردين وراجی های من رو تا آخرش بخونين که البته اگه اين حوصله رو به خرج دادين ازتون ممنونم و عذرهم می خوام که اينقدر تو اين پست از کلمه فمينسيم استفاده کردم (می دونم بعضی ها کهير می زنن اين لغت رو می شنون!)
|